السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

195

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

نقد نظريهء اضافه همان‌طور كه دانستيم ، اضافه ، نسبتى است كه ميان دو شىء برقرار مىشود . بنابراين ، ميان يك شىء و خودش و نيز ميان يك شىء موجود و يك امر معدوم هرگز اضافه‌اى نمىتواند برقرار شود ، زيرا معدوم ، چيزى نيست كه بخواهد طرف اضافه واقع شود . از طرفى ، ما علم به معدوم داريم و امورى را تصور مىكنيم كه هرگز در خارج موجود نبوده‌اند تا ميان ما و آنها اضافه‌اى برقرار شود ، مانند : انسان چهارسر ، اسب بالدار و . . . نظريهء فوق از تبيين حقيقت اين علوم عاجز و ناتوان است . علاوه بر آن‌كه همانطور كه پيش از اين يادآور شديم ، هر كسى وجدانا به هنگام آگاهى از چيزى ، يك حالت وجودى در خود مىيابد و احساس مىكند كه واقعا چيزى بر او افزوده شده ، درحالىكه اضافه ، صرفا يك امر انتزاعى است و چيز مشت‌پركنى كه در خارج وجود منحازى داشته باشد ، نيست . ادلهء وجود ذهنى - دليل اوّل و احتجّ المشهور على ما ذهبوا إليه من الوجود الذهنىّ بوجوه : الأوّل : أنّا نحكم على المعدومات بأحكام إيجابيّة ؛ كقولنا : « بحر من زيبق كذا » و قولنا : « اجتماع النقيضين غير اجتماع الضدّين » ، إلى غير ذلك ؛ و الايجاب إثبات ، و إثبات شىء لشىء فرع ثبوت المثبت له ؛ فلهذه الموضوعات المعدومة وجود ، و إذ ليس فى الخارج ففى موطن آخر ، و نسمّيه الذّهن . مشهور حكما براى اثبات وجود ذهنى ادله‌اى به اين شرح بيان كرده‌اند : دليل اول : گاهى معدومات [ را موضوع قضيه قرار داده و ] بر آنها احكام ايجابى ، بار مىكنيم ؛ مثلا مىگوييم : « دريايى از جيوه چنين است » ، « اجتماع